Kavadh II, king of the Sasanian Empire

public profile

Kavadh II, king of the Sasanian Empire's Geni Profile

Share your family tree and photos with the people you know and love

  • Build your family tree online
  • Share photos and videos
  • Smart Matching™ technology
  • Free!

Share

Kavadh

Birthdate:
Death: Died in Ctesiphon, Persia
Cause of death: died from plague
Immediate Family:

Son of Khosrau II "the Victorious", King of Persia and Flavia Miriamne
Husband of Anzoy
Father of Yazdegrid Sassanid Emperor of Persia; shahanshah artashektr III -sassanid persia 25; Ardashir III, king of the Sasanian Empire; <private> Sasanian King and <private>
Brother of Shahrijar, Prince of Sasanian Persia
Half brother of Javanshir / Juvansher; <private> Sasanian queen (26th Sassanian King); <private> Sasanian King; Khusrau; Buran dukht 26th Sassanid Monarch, Queen of Persia and 7 others

Occupation: Roi, de Perse
Managed by: Private User
Last Updated:
view all 25

Immediate Family

About Kavadh II, king of the Sasanian Empire

Kavadh II (Shiroe, or Siroes - شیرویه ), twenty-third Sassanid King of Persia, son of Khosrau II (590–628), was raised to the throne in opposition to his father in February 628, after the great victories of the Emperor Heraclius (610–641). He put his father and eighteen brothers to death, began negotiations with Heraclius, but died after a reign of a few months.

See http://en.wikipedia.org/wiki/Kavadh_II for more information.


Reign February 25, 628 – 6 September 628 Predecessor Khosrau II Successor Ardashir III Born 590 Died 6 September 628 Ctesiphon Spouse Anzoy the Roman Issue Ardashir III House House of Sasan Father Khosrau II Mother Maria Religion Zoroastrianism

Kavadh II was the son of Khosrau II, the king of the Sasanian Empire, and Maria, daughter of Maurice, the emperor of the Byzantine Empire. Kavadh was later imprisoned by his father who wanted to ensure his succession to his favorite son Mardanshah, the son of his favorite wife, Shirin. His father's reputation had been ruined during the last phase of the Byzantine–Sasanian War of 602–628.

http://bit.ly/1PmW8oe http://bit.ly/1PmW8oe


Shērōē (also spelled Shīrūya, شیرویه), better known by his dynastic name of Kavadh II (New Persian: قباد‎‎ Qobād or Qabād), was king of the Sasanian Empire briefly in 628. He was the son of Khosrau II (590–628). He became king after orchestrating a coup d'état against his father.

[...After the imprison­ment of Ḵosrow II (590-628) in 628 his son and successor Šērōya (Kavād II, r. 628) appointed his chief secretary to investigate his father’s crimes]...

[Shiruya, king of the Persians, died after reigning for nine months. Then his son Artashir [IE, 628-629] ruled for two years. And then Shahrvaraz killed him and ruled, keeping friendship with Heraclius. However, Kardarigan also had some partisans and tore the Persian monarchy apart. Heraclius aided Xorean (Shahrvaraz) and Kardarigan was killed. Xorean ruled for a year, and he too was slain [g302]. Khosrov's daughter Boran (Param) ruled for a few days and then died. Then her sister Zarmanduxt ruled. Following her there ruled Shahrori, Daburan Khosrov, Peroz, Zruanduxt, Ormazd — all relatives of the Persian king and all of them dying within two years. ]

Kavadh II was the son of Khosrau II, the king of the Sasanian Empire, and Maria, daughter of Maurice, the emperor of the Byzantine Empire. Kavadh was later imprisoned by his father who wanted to ensure his succession to his favorite son Mardanshah, the son of his favorite wife, Shirin. His father's reputation had been ruined during the last phase of the Byzantine–Sasanian War of 602–628.

In 627, the Sasanian general Rhahzadh was slain and Dastgerd, the king's favorite residence, had been sacked by Heraclius, who was advancing towards Ctesiphon. In 628, Kavadh was released by the feudal families of the Sasanian Empire, which included: The Ispahbudhan spahbed (army chief) Farrukh Hormizd and his two sons Rostam Farrokhzad and Farrukhzad. Shahrbaraz of Mihran family, the Armenian faction represented by Varaztirots II Bagratuni and finally the Kanarang.[1]

On 25 February, Kavadh, along with Aspad Gushnasp, captured Ctesiphon and imprisoned Khosrau II. Kavadh II then proclaimed himself as king of the Sasanian Empire, and ordered the execution of all his brother and half-brothers, which included Mardanshah, the favorite son of Khosrau II. Three days later, he ordered Mihr Hormozd to execute his father. However, after the execution of his father, Kavadh had Mihr Hormizd killed.[2]

With the agreement of the Persian nobles, Kavadh then made peace with the Byzantine emperor Heraclius, which enabled the Byzantines to regain all their lost territories, their captured soldiers, a war indemnity, along with the True Cross and other relics that were lost in Jerusalem in 614.[3][4]

Kavadh also appointed Varaztirots II Bagratuni as Marzban of Persian Armenia, and appointed Ishoyahb II as the new patriarch of the Church of the East.[5] Kavadh II later died from plague after a few months' reign on 6 September 628. He was succeeded by his eight-year-old son Ardashir III.

Reign February 25, 628 – 6 September 628 Predecessor Khosrau II Successor Ardashir III Born 590 Died 6 September 628 Ctesiphon Spouse Anzoy the Roman Issue Ardashir III House House of Sasan Father Khosrau II Mother Maria Religion Zoroastrianism

http://bit.ly/1PmW8oe

About Kavadh II, king of the Sasanian Empire (Persian)

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%87

شیرویه شاهنشاه ساسانی

دوران ۶۲۸ میلادی - ۶۲۸ میلادی پیش از اردشیر سوم پس از خسرو پرویز پدر خسرو پرویز مادر مریم دختر قیصر موریکیوس فرزندان اردشیر سوم دین زرتشتی قَباد دوم یا شیرویه یا کَواذ از ۲۴ فوریهٔ سال ۶۲۸ میلادی به مدت چند ماه، پادشاه ساسانی بود. شیرویه پسر خسرو پرویز و مریم دختر موریکیوس، امپراتور بیزانس است. او علیه پدرش دست به کودتایی خونین زد. شیرویه در فهرست پادشاهان ساسانی، قباد دوم است، اما در فهرست عمومی شاهان ایران باستان، با احتساب کیقباد کیانی که به قَباد اکبر شهرت داشته، قباد سوم به شمار می آید.

۶۲۷ میلادی هراکلیوس مصمم شد که بطرف دستگرد برود. این محل در فاصلهٔ ۱۲۰ کیلومتری تیسفون، پایتخت خسرو پرویز بود. در ۱۲ دسامبر، در نزدیکی بغداد کنونی، جنگی که به نام نبرد نینوا معروف است، بین رومیها و ایرانیها وقوع یافت. در این گرفتاری ترسی بر خسرو مستولی شد که در نتیجهٔ آن قشون ایران را رها نموده، فرار کرد با وجود این لشکر ایران مقاومت نموده و توانستند دشمن را در دستگرد متوقف کرده و از پیشروی هرقل به تیسفون جلوگیری نمایند. طغیان ناگهانی دجله و فرات و خرابی قسمتی از ایوان کسری در این اوقات برای خسرو فرصت و حوصلهٔ توقف در تیسفون را باقی نگذاشت. شکسته شدن سدها کشتزارهای اطراف را به باتلاق تبدیل کرد و ناکامی خسرو در ترمیم ویرانیها یک نشانهٔ بارز انحطاط دولت ساسانیان، در انظار عامه تلقی گشت. خسرو همراه زن محبوبش شیرین و دو پسر او مردانشاه و شهریار، از دجله عبور کرد و به ویه اردشیر در قسمت غربی دجله رفت.[۱]

در این روزهای بحرانی نفوذ زن مسیحی خسرو شیرین بقدری بود که شاه بالاخره در صدد در آمد به جای پسر بزرگ خویش شیرویه، مردانشاه پسر خسرو پرویز و شیرین را که کودکی خردسال بیش نبود را به ولیعهدی انتخاب کند. مسئله انتخاب ولیعهد، دراین هنگام که پادشاه ضعیف و بیمار بود، نمی‌توانست با مداخلهٔ بزرگان و نجبا برخورد نکند. ناخرسندی نجبا از انتخاب مردانشاه با سعی شیرویه جهت نیل به حق خویش، خسرو را مواجه با یک توطئه خونین خانوادگی ساخت. بعضی از بزرگان نیز به وی پیوستند، از جمله شمطا پسر یزدین و مهرهرمزد پسر مردانشاه که هر دو پدرانشان پاذگوسپان بودند و خسرو پدرانشان را بقتل آورده بود. پس بفرمان شیرویه قلعه فراموشی را گشودند و جماعتی بسیار از زندانیان سیاسی نجات یافته از هواخواهان شیرویه شدند.[۲]

حبس و کشتن خسرو پس شیرویه خود را پادشاه خواند. همان شب نگاهبانان سلطنتی از قصری که خسرو با شیرین در آنجا خفته بودند، بیرون رفتند و سپیده دم از هر سو این بانگ برخاست «کواذ شاهنشاه» خسرو هراسان و بیمناک پای به گریز نهاد و خود را در باغ قصر پنهان کرد ولی او را یافته و دستگیر کردند و در خانه‌ای که موسوم به خانهٔ هندو بود و انبار گنج محسوب می‌شد جای دادند گویند یکی از کفشگران در راه به آن جماعت که خسرو پرویز را می‌بردند مصادف شد و شاه را در دید که روی او را پوشانده بودند، او را شناخت و با قالب کفشی که در دست داشت ضربتی به او نواخت اما سربازی که همراه شاه بود، از این کار بخشم آمد و شمشیر کشیده، سر از تن کفشگر جدا کرد.[۳]

سکه قباد دوم ساسانی خسرو به دستور شیرویه توسط گلینوش حبس گردید.خسرو از سلطنت خلع شده و در روز ۲۳ یا ۲۴ فوریه ۶۲۸ میلادی محبوس گردید. خسرو قبل از مرگ جواب قسمتی از اتهامات خود را داد. محاکمه و دفاعیات خسرو پرویز، در تاریخ طبری ثبت شده‌است. پس از زندانی شدن خسرو بزرگان پارس پیش شیرویه آمدند و گفتند یک کشور دو شاه نباید داشته باشد یا بگو خسرو را بکشند، تا بندگان و فرمانبران تو باشیم و یا تو را خلع کنیم و فرمانبردار خسرو شویم. شیرویه متحیر شد و دانست که اگر پرویز به قدرت بازگردد، همان آن که بنشیند، او را بکشد، پس تصمیم به کشتن پدر گرفت.[۴]

هفده یا هجده پسر خسرو که نامشان در روایت حمزه اصفهانی هست، به امر شیرویه اعدام شدند. سرانجام پنج روز بعد از دستگیری، خسرو پرویز در زندان به دست مهرهرمزد پسر مردانشاه، به قتل رسید.

وی پس از کشتن پدر، به نام قباد دوم بر تخت نشست و چند ماه سلطنت کرد. وی با رومیان صلح کرد. مرزهای دو کشور به حال قبل از جنگهای خسرو درآمد و اسیران دو جانب آزاد شدند و صلیب راستین به رومیان باز داده شد. شیرویه بعد از چند ماه، به بیماری طاعون در گذشت.[۵]

شیرویه در فرهنگ عمید نامی فارسی ، ( به کسر شین و ضم را و فتح یا) « قباد دوم » پسر خسرو پرویز ، در ۶۲۸ میلادی . که خسرو پرویز از سلطنت خلع گردید به پادشاهی رسید ، پدر خود را کشت و ۱۷ تن از برادران خود را به قتل رسانید ، خود او نیز پس از شش ماه پادشاهی درگذشت ، بعضی گفته‌اند که شیرین او را زهر داد و هلاک کرد و بعضی دیگر مرگ او را در اثر بیماری طاعون دانسته‌اند که آن موقع در ایران بروز کرد و جمع کثیری را هلاک ساخت ، او را شیرو و شیروی و شارویه نیز گفته‌اند[۶]